خرید بک لینک

تمام پنجره های خانه بسته اند. درهای رو به کوچه باغ قفل شده اند, انگار. باغ, باغ زندگان نیست. اما دودکش خانه باغ, همچنان زنده است و به آسمان می دمد. توله سگ های سفید و خاکستری, هنوز روی زمین باران خورده می دوند و آواز می خوانند. برای استخوان هایی که چند روز میان برگ های پوسیده مانده اند, می جنگند. این نخستین تعلیمات زندگی ... تا قبل از گرمای تابستان, آزاد ترینند. نمی دانند.

برچسب: نویسنده: میلاد سلطانی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 8:20

صفحه بندی