دست خودم نیست این نگرانی. اینکه دلم حال و هوایش یک مدلی هست که فقط خودم میدانم و خودم. و درست همین وسط درگیر خرافات و نگاه های اطرافیان هم میشوم. آنها که به خیال خودشان شکست را حتمی می دانستند و منتظر بودند تا به گوششان برسد, ولی هنوز ایستاده ام. بله ... همان چیزی می شوی که دلت میخواسته, و من همان زنی شده ام که سالهاست باوجود در هم شکستن ها, صبوری کرده, نادیده گرفته, نشنیده گرفته ... اما از دور تابلویی از زیبایی هاست. و این تمام خواستنی هایم این نبوده ...
برچسب:
نویسنده: میلاد سلطانی