خرید بک لینک

۱. من خوب می دانم علاج این درد بی درمان کجاست. این را هم خوب تر می دانم که دلم علاج شدن می خواهد. و از همه واضح تر تو را می شناسم که اگر ذره ای, فقط ذره ای راه باز شود ... نور می آید از آن روزن ناچیز ... که جهانی روشن کند.

۲. 1 از آن دست فیلم هاییست که مدام فکر می کردم یکی باید بازی می کرد که 1.

۳. درست است که منِ خفاش دوباره تا هوا تاریک می شود, چشم هایش گردالی می شود و عینِ ۳۶۰ درجه را می پیماید, اما دیگر روز و شب یکی شده اند.

۴. دلم هوایِ خانه پدری کرده و آدم هایش.

۵. خاقانی

برچسب: نویسنده: میلاد سلطانی تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1402 ساعت: 16:43

صفحه بندی