2387. سلمانی محله ی ما
-
تاریخ: 1399/12/13 ساعت: 2:22
خانم آرایشگر فرمودند که دفعه قبل, فقط به اندازه اپسیلون خطا داشتند! و این امر نشان از دقت بالا و ظرافتxa0دارد. فقط تو دلم گفتم جون خودت! همین چند هفته پیش که قیچی میزدم, اون همه بالا پایین بریدم! اما خب نگفتم تا در تاریکی اعتماد به نفس, باقی بماند.
2388. عیدتون هم مبارک.
-
تاریخ: 1399/12/13 ساعت: 2:22
به حکم دلم, دست به کار شدم و کیک پختم. برای اولین بار, یه قابلمه بزرگ رو فر کردم و کوچیک تره رو قالب کیک و گذاشتم تو شکم بزرگ تره. روش برشته نمیشه و پفش هم زود خوابید. اما حتما دوباره با یسری تغییرات تکرارش میکنم.xa0بعد وسطا مدام چند روز گذشته رو مرور کردم. از خودم پرسیدم چرا باید از خرید اینترنتیم ...
2389. می موندی ...
-
تاریخ: 1399/12/13 ساعت: 2:22
الان که ساعت نزدیک ۷ صبحه, من شدیدا احساس گرسنگی دارم و در عین حال دارم به صدای باد و سرما که پشت پنجره ست گوش میدم و فکر میکنم اونی که پایه ی من بود واسه صبحونه خوردن وسط رختخواب ... الان کجاست؟xa0
2390. بهار
-
تاریخ: 1399/12/13 ساعت: 2:22
بالاخره بعد از چندبار پژمردگی و سرزندگی, آفت زدگی و آفتاب شدید خوردن و چندبار بیرون کشیده شدن از خاک ... بونسای من خشک شد. اما منتظرم تا هسته های لیمو و سیبم جوانه بزنند و مهمان جدید گلدان ها باشند. بهار در اندیشه ماست. شاید.
2391. تا زنده ایم ...
-
تاریخ: 1399/12/13 ساعت: 2:22
عجیب افتاده تو ذهنم که بشینم یک لیست تهیه کنم از اون چیزایی که تا حالا تجربه نکردم. و بعد دونه دونه در حد توان, تجربه شون کنم. تا اینجای کار بنظر میاد که خیلی بیکارم. اما اتفاقا این فکر از اونجایی به ذهنم رسید که آدمای حقیقی دور و برم, زیاد بهم میگن: پس خودت چی؟! تا اینجا هم خیلی اهمیت نداره, چون مس...
2372. سلام به دیروزها
-
تاریخ: 1399/11/15 ساعت: 23:19
از پشت هزاران صدای بایگانی شده در ذهنت, یکی خودش را جلو بکشد و بگوید طیبه هستم! بعد تو مستقیم بربادرفته را بیاد بیاوری و پرده های مخمل سبز رنگ ... درست در ملتهب ترین ساعت هایی که فکر میکنی حتما بیماری و باید ساعت ها استراحت مطلق داشته باشی, حالت خوب میشود. اما یک چیز مدام در ذهنت تکرار میشود, بعد از...
2373. چه میتوانم ...
-
تاریخ: 1399/11/15 ساعت: 23:19
۱. حس میکنم رو هوام. درست مثل اون زمان هاییکه مطمئنی افتادیxa0خارج از جو زمین و بی هیچ اختیاری, سر و ته میشی. ۲. اینجوری ثابت میکنی که موجودی قدرتمند و مافوق تصور بشری هستی؟!
2374. خل نباشیم
-
تاریخ: 1399/11/15 ساعت: 23:19
[unable to retrieve full-text content]یعالمه حرف میزنیم و بعد من به این نتیجه میرسم که هنوز به اندازه اینگرید خل و چل نشدم!
2375. چای به وقتِ قند
-
تاریخ: 1399/11/15 ساعت: 23:19
۱. با همه آدم ها کاملا در وضعیت مصالحه به سر می برم. یک زمان هایی که به ناچار به خودم فکر میکنم, از خودم می پرسم, علت این همه انفعال چیست؟ دقیق می شوم و گذشته را بیشتر می کاوم. همه مقصرند؟ و من مسئول
2376. عشق اما ...
-
تاریخ: 1399/11/15 ساعت: 23:19
[unable to retrieve full-text content]دارم به این جمع بندی میرسم که احتمالا یک چیزی کم است. باید دوباره دوست بدارم ... عشق ... شاید.
1974. در حضر باش.
-
تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 17:06
۱. آیا بعد از مرگ فرصتی برای تماشای آرشیو فیلم های ندیده هست؟ یا شخصا می شود سراغ صحنه های فیلم برداری از نزدیک رفت؟ تکلیف هاردهایی که قرار است دفن شوند یا بالاخره یک روز با یک ضربه ناگهانی اما ریز, ب
1975. بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند
-
تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 17:06
۱. قرار بود هیچ کس سر از کارمون در نیاره, حتی خودمون. قرار بود هیچ غریبه ای سر از جمعمون در نیاره ... حتی نزدیک ترین هامون. قرار بود کارای بزرگی بکنیم. قرار بود از همه چی حرف بزنیم, بخونیم و نظر بدیم و ... بفهمیم! قرار بود کنار هم باشیم که کمتر حس کنیم که چقدر تنهاییم. قرارمون این بود که یواش یواش د...
1976. مهمان
-
تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 17:06
آقا ... قرار بود بریم سر کار, نشستیم تو خونه. قرار بود بریم سفر, کلا کنسل شد. قرار بود کیک تولد بخریم, نخوردیم کلا. بستنی ها رو هم! قرار بود کتابا رو بده بسون کنیم, موندن رو هوا. قرار بود بریم دکتر دوا درمون کنیم, گفتیم یواش یواش بمیریم بهتره. حالا قراره یک ماه بریم مهمونی خدا, یعنی اینم منتفی میشه؟...
1977. ... دوست ...
-
تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 17:06
همیشه دوست داشتن رو به دوست داشته شدن ترجیح دادم ... و اشتراک این دو حجم ... !xa0البته حتما یسری دلایل منطقی و غیر منطقی دارم!
1978. خوب باش.
-
تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 17:06
۱. من این مدلی نبودم که بشینم از سر تا ته حرفا و رفتارا رو تحلیل کنم و یه غصه بزرگ برای خودم در بیارم. آخرش میگفتم خب که چی ... اما عوض شدم. مطمئنم. تا سه سال پیش که اوجش بود و همه چیز تو سکوت و خلوتم اتفاق می افتاد. الان بهترم. انگار واقعا دارم با تجربه تر و پخته تر رفتار می کنم. ولی به همین جمله ق...
1979. دخترک
-
تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 17:06
۱. دخترکهر روز صبحروبروی آینه قدیدستانشلابلای موهایش تاب می خورند .دم اسبیخرگوشیشاید هم امروزگیس کند - ریز ببافدخیلی ریز ...۲. برای خواندن دوباره شما, بهانه لازم نیست.xa0
1980. یک زمانی که خیلی خیلی دور نیست
-
تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 17:06
جیمی مک براید !کمی غریب اما آشنا ...بازیکن محبوبومشهور تیم پرینستون !اولین پسری که جودی ابوتبا اون رقصید .
1981. بی هدفی
-
تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 17:06
۱. نیما خیلی خوب گفت, اینکه فقط به دنبال کشف است. همین. بخاطر همین چند کلمه, چقدر تحقیر می شود؟!۲. خیلی وقت است عذاب وجدان ناشی از بی هدفی به سراغم نیامده.xa0
1982. خودم
-
تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 17:06
خودم هم خوب می دانم که حالم خوب نمی شود مگر با آنچه که مدت هاست از سر تنبلی و هزار بهانه, سراغش را نگرفته ام. اما خودم هم خوب می دانم با همین چند کلمه چقدر بهتر شده ام.xa0
1983. آستین افشان و پاکوبان میانداری کنیم
-
تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 17:06
۱. من هرکاری که دلم خواست و خودم واسه خودم انجام دادم, کلا یا گند زدم یا کوفتم شد و از این دو حالت خارج نبود!xa0ولی اگر یکی از طرف ایزد منان مامور شد و خودش برام انجام داد ... کاری بود کارستان ...۲. بفهم که باید برای یکدیگر کاری کنیم, قبل از آنکه برنیاید از هیچ کس کاری! تا برایمان کاری کنند. (تا برا...